تبليغاتX
آبي،خاكستري،سياه
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي ست
 

آيا ميتوانم من باشم اين؟      
تكه هايم را جمع ميكنم از قلب هاي اين و آن
از كوچه ها و خانه ها
   وشهري كه عوضي راهم داده است
خاكم را مي تكانم     شسته و رفته
حالاست كه دوباره عاشق شوم
ميل شديد آويزان شدن به ديگري
جان كندني سخت ....
تا نگاهت هميشه يكسان شود   بي رنگ و مات....!!
تا سخت دشوار شود ...  سخت دشوار.....
سرك كشيدن به درون و ابراز همدردي
ميل شديد تملك به ديگري
حالاست كه دوباره عاشق شوم  

                            در شهري كه عوضي راهم داده است

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:41  توسط بوتيمار  |