|
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي ست
|
آيا ميتوانم من باشم اين؟
تكه هايم را جمع ميكنم از قلب هاي اين و آن
از كوچه ها و خانه ها
وشهري كه عوضي راهم داده است
خاكم را مي تكانم شسته و رفته
حالاست كه دوباره عاشق شوم
ميل شديد آويزان شدن به ديگري
جان كندني سخت ....
تا نگاهت هميشه يكسان شود بي رنگ و مات....!!
تا سخت دشوار شود ... سخت دشوار.....
سرك كشيدن به درون و ابراز همدردي
ميل شديد تملك به ديگري
حالاست كه دوباره عاشق شوم
در شهري كه عوضي راهم داده است