|
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي ست
|

حیف از دلم که وقف نبود تومی شود
با گونه های من که کبود تو می شود
حیف از نگاه پنجره من که تا سحر
علاف لحظه های ورود تو میشود
دارد به روی زخم زبانهای این وآن
زنی خراب گفت و شنود تومی شود
امشب کنار پنجره از دست می رود
تنها دلی که صرف نبودتومی شود
خوش به حال فرشتگان
که
می توانند
سمفونی کهکشان
را بشنوند