تبليغاتX
آبي،خاكستري،سياه
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي ست

 

می گویم چه آسوده . به پایان می بری.

 غمگین مشو!

کاش می دانستی

در پشت سایه ی تو پنهانم

 توچه می دانی

 که من

رخت این عاطفه را برچیدم

 تا تو آسوده شوی

تو چه می دانی

جاده ام. سنگلاخ است

و همین تک  نفسم

در تکاپوی زمان بر دار است

وتو اکنون به موازات خزان

پایان مرا .زنگ بزن

 تو بفهم

من به این خاطره ها  زنجیرم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:59  توسط بوتيمار  |